هایت ,خیابان ,باید باشد ,داشته باشد

همیشه باید یکی باشد...یکی باشد که بتواند پا به پای تو دیوانگی کند...زیر باران دستت را بگیرد و مجبورت کند الکی الکی به دار و درخت و نقش و نگارِ توی خیابان بخندی...یکی باید باشد که عصرها پایه ی کافه رفتن ها و قهوه خوردن هایت شود...که پشت ویترین لباس فروشی آستینت را بکشد و بگوید:«اینا رو نمی خوای؟ صورتی بهت می آدا»...یکی باید باشد که بتوانی کنارش روی جدول های کنار خیابان راه بروی بدون اینکه منتظر شنیدنِ "مگه بچه شدی" باشی...یکی که برایت لاک فیروزه ای بخرد تا با روسری ات ست شود...یکی که دغدغه ی خسته شدن ها و بریدن ها و غذا نخوردن ها و بی خوابی هایت را داشته باشد...یکی باید باشد...یکی که توی خیابان بشود بستنی را توی صورتش فرو کرد و خندید...یکی که همیشه ی خدا یک آغوش جانانه برای درد دل هایت داشته باشد...یکی که مدهوشت کند از می ناب مهربانی...یکی باید پابه پای تو دیوانگی کند تا در این دنیا ی غبارآلود نمیری...همانی که وقتی صبح از خواب بیدار شدی می بینی دانه دانه موهایت را به نرده های تختت گره زده و تو قسم میخوری که اگر گیرش بیاوری او را خواهی کشت...یکی که بی اجازه خودش را بچپاند توی تمام لحظاتت...یکی که مانتوی کوتاهت را جلوی چشمانت با قیچی تکه تکه کند...یکی که برای انتقام فردا بروی توی اتاقش شلوار لی اش را با گواش هایت رنگی رنگی کنی و آویزان کنی بالای تختش...یکی که ببیند و قیامت برپا شود...گوشت را بکشد...گریه کنی...بیفتد به غلط کردن...یکی باید باشد که تفسیر تمام "الهی قربانت شوم"هایت باشد...یکی که دیوار باشد...تکیه گاه باشد...یکی که صدایش کنی:«داداشی جونـــــــــــم؟!!!» بگوید:«باز چی میخوای بچه؟»


❖ خوشبختی یعنی...قلب داداشت بتپه :)

❖ قدر داداشا رو بدونین :))

منبع اصلی مطلب : حریری به رنگ آبان
برچسب ها : هایت ,خیابان ,باید باشد ,داشته باشد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : ای تو تفسیر همه خوب ترین ها...